دلم شکست از آدمای بی وفا
همچون فریادهای من از مرگ عشق باران می بارد به سقف اتاقم تا که فرو ریزد و مرا در این لحظه های تنهایی آسوده سازد و دیگر هیچ فریادی به گوش نمی رسد که از مرگ عشق سخن گوید و شما آدمیان باز هم به عشق بی فرجام و فانی خود ادامه می دهید زیرا صدایی نیست که شما را آگاه کند که ای آدمیان عشق مرده است چرابا ور ندارید. خدایا دوزخت فرداست چرا امروز می سوزم..... روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که دیگر در های خا نه اشان را نمی بندند قفل... افسانه ایست و قلب برای زندگی بس است روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی دیگر که نباشم یادو خاطرهات زیبا و ماندگار فر خنده شبی بود که آن دلبر مست آمد ز پی غارت دل تیغ به دست غارت زدوام دید و خجل گشت دمی با من ز پی رفع حاجت بنشست پیر ما گفت به جز بود خدا بودی نیست با ادب باش به جز او شاهد و مشهودی نیست گذر از سودو زیانست که زیانست نه سود که آدمی را به جز از یاد خدا سودی نیست خیلی طولانی شد باید ببخشین مدتی بود سرم شلوغ بود وقت تو نت اومدن نداشتم بگذریم من برگشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم.... 
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |











